فرصت نکردن
سلام دوستان , در این درس از سری دروس آلمانی میخواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به فرصت نکردن در زبان آلمانی و ببینیم با چه اصطلاحی میتوانیم جملاتی اینچنینی در زبان آلمانی داشته باشیم.
keine Zeit haben, keine Gelegenheit haben
وقت نداشتن , فرصت نداشتن
ما می توانیم برای بیان اینکه وقت نداریم از keine Zeit استفاده کنیم. چرا keine چون Zeit یک اسم مونث است یعنی die Zeit بنابراین برای منفی شدن باید از keine استفاده کنیم.
Ich habe heute keine Zeit
من امروز وقت ندارم.
یا در تفکر آلمانی : من امروز هیچ وقتی ندارم
و همچنین میتوانیم برای اینکه فرصت نداریم هم از keine Gelegenheit استفاده کنیم. چرا باز اینجا keine استفاده کردیم؟ چون Gelegenheit هم دقیقا یک اسم مونث است یعنی : die Gelegenheit و در شکل منفی میشود: keine Gelegenheit و این نکته را هم میدانیم که در زبان آلمانی همیشه اسامی باید با حرف بزرگ شروع بشوند!
Ich hatte keine Gelegentheit, dich anzurufen
فرصت نکردم به تو زنگ بزنم.
ما اصطلاحات زیر را نیز داریم اما باید توجه داشته باشیم که از نظر مفهومی متفاوت هستند.
nicht dazu kommen
نرسیدن به انجام کاری
Ich bin noch nicht dazu gekommen, das Projekt zu beenden
من هنوز نرسیدم آن پروژه را تمام بکنم.
keine Möglichkeit haben
امکان نداشتن
Ich habe heute leider keine Möglichkeit, früher zu gehen
من امروز متاسفانه امکان ندارم زودتر بروم.
es hat nicht geklappt
موقعیت جور نشد , نشد که بشه 🙂
Es hat leider nicht geklappt
متاسفانه نشد. یا نشد که بشه
بد نیست در اینجا نیز اشاره ای به فعل verschieben هم داشته باشیم که به معنی : به تعویق انداختن است
Wir müssen das Meeting verschieben
باید جلسه را عقب بیندازیم.
چون به وقت نکردن و فرصت نکردن ربط داشت بنابراین بد نبود با این فعل نیز آشنا بشیم. 🙂
جملات کاربردی
Ich wollte kommen, aber ich hatte keine Zeit
میخواستم بیام اما وقت نداشتم یا وقت نکردم.
Entschuldigung, ich bin noch nicht dazu gekommen
ببخشید, من هنوز فرصت نکردم یا نرسیدم که اون کار یا اون موضوع را انجام بدم!
Leider hat es diese woche nicht geklappt
متاسفانه این هفته نشد.
Ich melde mich später, ich habe gerade keine Zeit
بعدا تماس میگرم, الان وقت ندارم.
Ich war sehr beschäftigt und hatte keine Gelegenheit
خیلی مشغول بودم و فرصت نداشتم.
تفاوت های مهم
keine Zeit haben همانطور که گفتیم یعنی واقعا وقت نداری و keine Gelegenheit haben یعنی فرصت مناسب پیش نیامده و در نهایت nicht dazu kommen هم یعنی قصد داشتی اون کار را انجام بدی ولی نشد انجام بدی حالا یا وقت نکردی یا فرصت مناسبی براش پیش نیامده.
چند اصطلاح مهم دیگر
mir fehlte die Zeit
زمان کم داشتم.
es hat zeitlich nicht gepasst
از نظر زمانی جور نشد.
Ich war im Stress
در استرس بودم.
Das ist untergegangen
از دستم در رفت
فراموش شد.
چند مثال کاربردی دیگر
Ich konnte den Bericht noch nicht fertigstellen, weil ich im Meeting war
من نتوانستم آن گزارش را کامل یا تکمیل کنم چونکه در آن جلسه بودم.
Ich bin noch nicht dazu gekommen, die E-Mail zu beantworten
من هنوز فرصت نکردم به آن ایمیل پاسخ بدهم.
?Können wir das auf nächste Woche verschieben
میتوانیم آنرا به هفته آینده موکول کنیم؟