
تفاوت aufhören و beenden در زبان آلمانی
سلام دوستان
در این درس میخواهیم با هم به تفاوت aufhören و beenden در زبان آلمانی بپردازیم و این دو فعل مهم و کاربردی در زبان آلمانی را مورد بررسی قرار بدهیم
گاهی در هنگام استفاده از این دو فعل یعنی aufhören و beenden در زبان آلمانی , دچار سردرگمی میشویم و در واقع دقیقا نمیدانیم که از کدام یک از آنها در موقعیت مناسب به خودشان استفاده کنیم
هر دو فعل به معنای متوقف کردن یا پایان دادن هستند، اما در کاربرد و مفهوم تفاوتهایی دارند. در این درس گرامر زبان آلمانی ، به بررسی دقیق این دو فعل، تفاوتهای معنایی و کاربردی آنها میپردازیم تا درک
درستی از نحوه استفاده صحیح از آنها داشته باشید.
معنی و کاربرد aufhören
فعل aufhören بیشتر به معنی متوقف شدن یک عمل یا پایان یافتن یک فرآیند بهطور طبیعی یا با تصمیم فرد است. این فعل معمولاً برای بیان خودجوش بودن پایان یک فعالیت به کار میرود و اغلب با حرف اضافه mit
به همراه مفعول Dativ همراه است.
چند مثال:
Ich höre mit dem Rauchen auf
من سیگار کشیدن را ترک میکنم
Der Regen hat endlich aufgehört
باران بالاخره بند آمد
?Kannst du bitte aufhören zu reden
میتوانی لطفاً صحبت کردن را متوقف کنی؟
ویژگیهای کلیدی فعل جداشدنی aufhören :
بهطور طبیعی یا به خواست شخص پایان مییابد و معمولاً برای ترک یک عادت یا رفتار استفاده میشود. همانطور که در بالا اشاره کردیم اغلب با حرف اضافه mit به همراه مفعول در حالت Dativ به کار میرود و در
نهایت میتواند بهصورت فعل جداشدنی استفاده شود (auf + hören)
معنی و کاربرد beenden
فعل beenden به معنی پایان دادن یک عمل یا فعالیت به طور آگاهانه و عمدی است. این فعل معمولاً نیاز به یک مفعول مستقیم دارد و برخلاف aufhören ، بیشتر برای کارهایی که شخص میتواند آنها را مدیریت و
تمام کند به کار میرود.
چند مثال در جمله:
Ich habe mein Studium beendet
من تحصیلاتم را به پایان رساندم
Er beendet die Arbeit um 18 Uhr
او کارش را ساعت ۱۸ تمام میکند
Der Lehrer beendet den Unterricht
معلم کلاس را تمام میکند
ویژگیهای کلیدی فعل جداشدنی beenden :
نیاز به مفعول مستقیم دارد و توسط یک شخص یا فاعل آگاه انجام میشود و همچنین برای پایان دادن به فرآیندهای مشخص مانند درس، کار، جلسه و… استفاده میشود و همانطور که میدانید یک فعل غیر
جداشدنی است
با توجه به توضیحات بالا کاملا با تفاوت این دو فعل جداشدنی در زبان آلمانی آشنا شدیم
چند مثال دیگر:
Ich höre mit dem Rauchen auf
من دارم سیگار را ترک میکنم
همانطور که گفتیم من دارم یک عمل را با تصمیم شخصی خودم به پایان میرسانم
Ich beende das Projekt
من دارم پروژه را به پایان میرسانم یا تمام میکنم
در واقع دارم به صورت آگاهانه یک عمل (پروژه) را به پایان میرسانم
نتیجهگیری
اگر بخواهم ساده تر این موضوع را بیان کنم اینگونه میشود که :
فعل جداشدنی aufhören برای متوقف شدن طبیعی یک عمل یا ترک کردن یک عادت است
فعل جداشدنی beenden برای پایان دادن یک فرآیند بهصورت آگاهانه و عمدی استفاده میشود
چند مثال دیگر و پایان دادن به این درس:
مثال برای فعل beenden
Ich habe mein Studium beendet
من تحصیلاتم را به پایان رساندم
Er beendet die Arbeit um 18 Uhr
او کارش را ساعت ۱۸ تمام میکند
Der Lehrer beendet den Unterricht
معلم کلاس را تمام میکند
Wir haben die Diskussion beendet
ما بحث را به پایان رساندیم
مثال برای فعل جداشدنی aufhören
Ich höre mit dem Rauchen auf
من سیگار کشیدن را ترک میکنم
Der Regen hat endlich aufgehört
باران بالاخره بند آمد
?Kannst du bitte aufhören zu reden
میتوانی لطفاً صحبت کردن را متوقف کنی؟
Die Musik hat um Mitternacht aufgehört
موسیقی در نیمهشب متوقف شد
حالا که تفاوت بین aufhören و beenden را یاد گرفتید، سعی کنید در مکالمات روزمره از آنها به درستی استفاده کنید!
اگر در ارتباط با این درس گرامری سوالی دارید، در بخش نظرات بپرسید.
Pegah
Sie sind besser