
auf der Leitung stehen
سلام دوستان , در این درس از سری دروس اصطلاحات آلمانی میخواهیم باهم با اصطلاح auf der Leitung stehen در زبان آلمانی آشنا شویم و یاد خواهیم گرفت که این اصطلاح در زبان آلمانی در واقع چگونه به وجود آمده است.
اصطلاح auf der Leitung stehen به صورت تحت اللفظی یعنی :به روی کابل یا سیم ایستادن که این اصطلاح در زبان آلمانی به صورت کنایه ای استفاده میشود. ما در فارسی میتوانیم این کنایه را اینگونه برداشت کنیم:
وقتی کسی چیزی را نمیگیره از نظر مفهومی حالا به دلیل حواس پرتی یا شلوغی و …
کسی که دوزاریش دیر میافته
برای درک بیشتر به مثال زیر توجه کنید:
Ich stehe gerade auf der Leitung
الان نفهمیدم چی گفتی یا عامیانه تر اینکه : نگرفتم چی گفتی , دوزاریم نیافتاد
Du stehst wohl auf der Leitung
انگار دوزاریت نمیافته!
انگار متوجه نمیشی یا نمیگیری چی داره میگه!
چند مثال کاربردی در جمله :
Kannst du das bitte nochmal erklären? Ich steh gerade total auf der Leitung
میتونی لطفا دوباره توضیح بدی؟ اصلا نگرفتم چی گفتی! یا دوزاریم نیافتاد!
Sie stand völlig auf der Leitung, als er ihr den Witz erzählt hat
وقتی او (مذکر) جوک را تعریف کرد, او (مونث) اصلا نگرفت منظورش چی بود
او (مونث) دوزاریش نیافتاد!
Warum verstehst du das nicht? Stehst du wieder auf der Leitung
چرا اینو نمیفهمی؟ باز دوباره دوزاریت نمیافته؟
خب بیایید با هم بررسی کنیم که این اصطلاح چگونه وارد زبان آلمانی شده است و اصلا قصه یا داستان پشت این اصطلاح آلمانی چیست؟
Madita versucht bereits zum vierten Mal, ihrer Schwester Pia eine komplizierte Formel aus dem Physikunterricht zu erklären. Doch Pia runzelt nur verwirrt die Stirn: “Hä? Das verstehe ich einfach nicht! Ich stehe wohl auf der Leitung
So entstand die Redensart “Auf der Leitung stehen”
Wenn jemand redensartlich auf der Leitung steht, dann begreift dieser einen Sachverhalt nur äußerst schwer oder gar nicht. Die Redewendung stammt aus einer Zeit, als die Telefontechnik noch in den Kinderschuhen steckte
In den Anfangszeiten war die Qualität der Übertragung äußerst schlecht – je weiter weg Anrufer und Empfänger sich voneinander befanden, desto schlechter war die Verbindung. Wenn das Gespräch während eines Telefonats abbrach oder der Gesprächspartner nur schwer zu verstehen war, herrschte in den Köpfen damals die (falsche) Vorstellung, irgendwo würde jemand auf der Telefonleitung stehen und damit das Signal verschlechtern
Viele Menschen stellten sich damals vor, dass Nachrichten und Gesprächsfetzen durch die Leitung fließen würden wie Wasser durch ein Wasserrohr. Stünde nun jemand auf der Telefonleitung, verenge er damit also die Bahn und die Verbindung würde schlecht, so die Vorstellung
Daraus entwickelte sich mit der Zeit die Redensart “ich stehe auf der Leitung”, wenn jemand vorrübergehend Probleme mit dem Verständnis hatte – ohne jedoch ein schlechtes Licht auf die allgemeine geistige Fähigkeit zu werfen. Die Redewendung hat sich bis heute in unserem Wortschatz gehalten
وقتی کسی مدت زیادی طول میکشد تا چیزی را درک کند، در زبان آلمانی به صورت اصطلاحی گفته میشود که او «روی سیم ایستاده است» („auf der Leitung stehen“). ما در اینجا برایتان تعریف میکنیم که این اصطلاح آلمانی چگونه به وجود آمده است.
مادیتا برای چهارمین بار تلاش میکند فرمول پیچیدهای از کلاس فیزیک را برای خواهرش پیا توضیح دهد. اما پیا فقط با گیجی ابروهایش را در هم میکشد و میگوید: «ها؟ اصلاً نمیفهمم! احتمالاً روی سیم وایستادم…»
اینگونه بود که اصطلاح «روی سیم ایستادن» („auf der Leitung stehen“) بهوجود آمد.
وقتی کسی بهصورت اصطلاحی «روی سیم ایستاده»، یعنی اینکه درک یک موضوع برایش خیلی سخت است یا اصلاً آن را نمیفهمد.
این اصطلاح از زمانی سرچشمه میگیرد که تکنولوژی تلفن هنوز در مراحل ابتدایی خود بود.
در آن زمان، کیفیت انتقال صدا بسیار پایین بود — هرچه تماس گیرنده و پاسخ دهنده از هم دورتر بودند، ارتباط ضعیف تر میشد.
اگر در حین مکالمه تماس قطع میشد یا صحبت های طرف مقابل به سختی قابل درک بود، مردم آن زمان این تصور (نادرست) را داشتند که احتمالاً کسی جایی روی کابل تلفن ایستاده و در نتیجه سیگنال را خراب کرده است.
خیلی ها تصور میکردند که پیام ها و تکه های مکالمه مثل آب از درون لوله جریان پیدا میکنند.
اگر کسی روی سیم تلفن بایستد، در واقع مسیر عبور سیگنال را تنگ میکند، و در نتیجه ارتباط ضعیف میشود — این تصویری بود که در ذهن مردم شکل گرفت.
از این تصور، با گذشت زمان، اصطلاح «من روی سیم ایستادهام» („Ich stehe auf der Leitung“) شکل گرفت، برای وقتی که کسی موقتاً دچار مشکل در فهمیدن چیزی میشود — بدون اینکه به توانایی ذهنی کلی او توهینی شود یا او را کم هوش جلوه دهد.
این اصطلاح تا به امروز در زبان ما باقی مانده و همچنان استفاده میشود.