Mal در زبان آلمانی
سلام دوستان , در این درس میخواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به mal در آلمانی و همچنین کاربردهای آنرا نیز مورد بررسی قرار بدهیم.
شما میتوانید نسخه ویدیویی این درس را از صفحه زیر مشاهده کنید:
نسخه ویدیویی – نگاهی به Mal در زبان آلمانی
کلمه Mal به معنای : بار یا زمان در فارسی است و معمولا برای اشاره به تعداد دفعات یا موقعیت زمانی استفاده میشود.
برای درک بیشتر از Mal به مثال های زیر توجه کنید:
Ich war schon drei Mal in Berlin
من قبلا سه بار به برلین رفته ام
در اینجا Mal بعد از عدد ۳ آمده و به آن معنی بار را داده ( ۳ بار یا ۳ مرتبه )
?Kannst du das noch einmal sagen
می توانی آنرا یک بار دیگر بگویی؟
نکته : ein Mal یک بار , zwei Mal دو بار و همینجوری تا انتها …
اصطلاحات رایج با Mal
در این بخش میخواهیم با هم به اصطلاحاتی بپردازیم که با Mal ساخته میشوند یا دست کم Mal در آنها مورد استفاده قرار گرفته است.
اولین عبارت یا اصطلاح ما dieses Mal یا diesmal است:
به معنی : این بار یا این مرتبه
کاربرد: برای اشاره به یک موقعیت مشخص که متفاوت از دفعات قبل است.
Dieses Mal werde ich pünktlich sein
این بار من سر وقت خواهم رسید.
Diesmal haben wir Glück
این بار خوش شانس بودیم.
عبارت ها یا اصطلاح های بعدی ما einmal و mehrmals هستند:
einmal یکبار , یک مرتبه
mehrmals چندین بار یا چندین مرتبه , چندین نوبت …
Ich habe das einmal versucht
من یک بار آنرا امتحان کردم.
Er hat mich mehrmals angerufen
او (مذکر) چند بار یا به دفعات با من تماس گرفت.
عبارت و اصطلاح بعدی ما noch einmal است:
معنی : یک بار دیگر یا دوباره
?Kannst du das noch einmal erklären
می توانی آنرا یکبار دیگر توضیح دهی؟
عبارت و اصطلاح بعدی ما manchmal است:
معنی : گاهی اوقات , بعضی مواقع , بعضی اوقات
Manchmal gehe ich früh ins Bett
گاهی اوقات زود میخوابم ( برای خواب به رختخواب میروم )
عبارت و اصطلاح بعدی ما zum Mal است:
معنی: برای بار … ( معمولا در متن های رسمی یا ادبی بکار برده میشود )
Zum ersten Mal besuchte ich diese Stadt
برای اولین بار به این شهر رفتم.
عبارت و اصطلاح بعدی ما jedes Mal است:
معنی : هر بار
Jedes Mal, wenn ich ihn sehe, lächelt er
هر بار که او (مذکر) را می بینم, لبخند میزند.
Sie vergisst jedes Mal ihre Schlüssel zu Hause
او (مونث) هر بار کلیدهایش را در خانه فراموش میکند.
کاربردهای محاوره ای Mal برای تاکید و لحن دوستانه و گاهی هم برای امری کردن جمله بکار میرود:
Schau mal
نگاه کن یا یه نگاهی بنداز , ببین
Probier mal
امتحان کن
نکته: این نوع کاربرد mal در مکالمه بسیار رایج است و به جمله حالت دوستانه و دعوت کننده میدهد البته میتواند جمله را نیز امری کند اما امری دوستانه نه دستوری!
چند مثال کاربردی با Mal
Ich habe dieses Mal keine Zeit
من این بار هیچ وقتی ندارم.
Wir sollten das noch einmal besprechen
ما باید دوباره آن موضوع را بررسی کنیم.
ما باید دوباره در مورد آن صحبت کنیم.
Manchmal regnet es hier im Sommer
گاهی اوقات در تابستان اینجا باران می بارد.
Probier mal diesen Kuchen
این کیک را امتحان کن!
Zum zweiten Mal in Folge hat er gewonnen
او ( مذکر ) برای دومین بار متوالی برنده شد.
بد نیست در اینجا نگاهی هم به in Folge داشته باشیم:
به معنی : متوالی یا پیاپی است
معمولا برای اشاره به رویدادهایی که بدون وقفه یا شکست پشت سر هم اتفاق می افتند بکار میرود.
Die Mannschaft verlor drei Spiele in Folge
آن تیم سه بازی پیاپی را باخت
Ich habe sieben Tage in Folge gearbeitet
من هفت روز متوالی کار کردم
چند اصطلاح کاربردی با in Folge
Zwei Tage in Folge
دو روز متوالی
Drei Wochen in Folge
سه هفته پشت سر هم
تفاوت با hintereinander و nacheinander با in Folge
hintereinander به معنی پشت سر هم است و تمرکز آن روی ترتیب زمانی است.
nacheinander به معنی یکی پس از دیگری است و معولا تاکید روی ترتیب فرد به فرد دارد.
Sie kamen hintereinander ins Zimmer
آن ها پشت سر هم وارد اتاق شدند.
Die Schüler wurden nacheinander aufgerufen
دانش آموزان یکی پس از دیگری فراخوانده شدند.
و اما in Folge بیشتر برای تعداد دفعات متوالی استفاده میشود, مخصوصا در مسابقات , کار یا رخدادهای تکراری
Er hat fünf Spiele in Folge gewonnen
او (مذکر) پنج بازی متوالی (را) برد.
چند مثال کاربردی
Zum ersten Mal in Folge
برای اولین بار متوالی
Drei Tage in Folge
سه روز پشت سر هم
Die Preise steigen zum dritten Mal in Folge
قیمت ها برای سومین بار متوالی افزایش یافت.
Wochen in Folge
هفته های متوالی
Jahre in Folge
سال های متوالی