نگاهی به پسوند stellend در زبان آلمانی
سلام دوستان, یکی از الگوهای بسیار مهم و پرکاربرد در زبان آلمانی , ساختن صفت با Partizio 1 فعل stellen است.
در بسیاری از کلمات , بخش stellend- معانی : ایجاد کننده , فراهم کننده , برآورده کننده و موجب ِ … شدن را میدهد.
ریشه اصلی stellend
در واقع ریش اصلی stellend از فعل stellen می آید که معانی : قرار دادن , ایجاد کردن و فراهم کردن را میدهد.
وقتی با اسم ترکیب میشود:
اسم + stellend
معمولاً معنی زیر را میدهد:
چیزی که آن حالت را ایجاد میکند.
برای درک بیشتر به مثال های زیر توجه کنید:
zufriedenstellend
مهم ترین و پرکاربردترین کمله این خانواده
zufrieden راضی
zufriedenstellend رضایت ایجاد کننده
که در فارسی گفته میشود : رضایت بخش
Das Ergebnis ist zufriedenstellend
آن نتیجه رضایت بخش است.
راضی کننده اس
Die Qualität ist nicht zufriedenstellend
آن کیفیت رضایت بخش یا راضی کننده نیست!
Seine Leistung war sehr zufriedenstellend
عملکرد او (مذکر) بسیار رضایت بخش بود.
Die Lösung ist für den Kunden zufriedenstellend
آن راه حل برای آن مشتری رضایت بخش است.
zufriedenstellenderweise
یک سطح رسمی تر و حرفه ای تر است
خوشبختانه به شکلی رضایت بخش
Zufriedenstellenderweise konnten alle Tests erfolgreich abgeschlossen werden
خوشبختانه تمامی تست ها با موفقیت به پایان رسیدند.
Sicherstellend
از فعل sicherstellen تضمین کردن , ساخته میشود.
sicherstellend تضمین کننده
Die neue Architektur ist sicherstellend für einen hohe Verfügbarkeit
معماری جدید تضمین کننده دسترس پذیری بالاست.
می توان همین جمله را نیز با sicherstellen بیان کرد.
bereitstellend
ار فعل bereitstellen فراهم کردن , ساخته میشود.
Das System ist datenbereitstellend
آن سیستم ارائه دهنده داده است.
bereitstellend ارائه دهنده – مثلاً : دستگاهی که چیزی را حاضر و آماده میکند و در نهایت آنرا نیز ارائه میدهد.
چند مثال کاربردی با zufriedenstellend
Die bisherigen Ergebnis sind zufriedenstellend
نتایج فعلی رضایت بخش هستند.
Die Performance ist noch nicht zufriedenstellend
عملکرد هنوز رضایت بخش نیست.
Die Testergebnisse sind insgesamt zufriedenstellend
نتایج تست ها در مجموع رضایت بخش هستند.
Der aktuelle Stand ist einigermaßen zufriedenstellend
وضعیت فعلی تا حدی رضایت بخش است.
بد نیست این جمله را نیز بدانید 🙂
Die Lösung scheint vielversprechend zu sein
آن راه حل امیدوارکننده به نظر میرسد.
چند مثال دیگر
ordnungsherstellend برقرار کننده نظم
Die neuen Prozesse wirken ordnungsherstellend
فرآیندهای جدید باعث ایجاد نظم میشوند.
gleichstellend برابرساز
از gleichstellen می آید : برابر دانستن – هم تراز کردن
Die neue Regelung wirkt gleichstellend für alle Mitarbeitenden
مقررات جدید برای همه کارکنان برابری ایجاد میکند.
Das Gesetz hat eine gleichstellende Wirkung
آن قانون اثری برابرساز دارد.
freistellend معاف کننده
از فعل freistellen می آید
Die Vereinbarung wirkt freistellend für beide Parteien
آن توافق برای هر دو طرف جنبه معاف کننده دارد
Die Klausel hat eine freistellende Funktion
آن بند نقش معاف کننده دارد.
schadlosstellend جبران کننده خسارت
از فعل schadlosstellen می آید.
Die Versicherung wirkt schadlosstellend
آن بیمه خسارت را جبران میکند.
Die Zahlung hatte einen schadlosstellenden Charakter
آن پرداخت جنبه جبران خسارت داشت.