einigermaßen
سلام دوستان ,
در این درس آلمانی میخواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به einigermaßen در زبان آلمانی و با کاربردهای آن در جملات آلمانی بیشتر آشنا شویم.
به طور کلی einigermaßen می تواند معانی زیر را بهمراه داشته باشد:
تا حدی
نسبتاً
کم و بیش
تقریباً
به اندازه قابل قبول
بد نیست
1. معنی اصلی : تاحدی | نسبتاً
وقتی چیزی کامل نیست اما در حد قابل قبول است.
Das Essen war einigermaßen gut
غذا نسبتاً خوب بود.
Ich spreche einigermaßen Deutsch
من آلمانی را تا حدی صحبت میکنم.
Das Ergebnis ist einigermaßen zufriedenstellend
نتیجه تا حدی رضایت بخش است.
2. برای بیان وضعیت جسمی یا روحی
خیلی رایج است وقتی کسی می پرسد حالت چطور است.
?Wie geht es dir
Einigermaßen
حالت چطوره؟
بد نیست | تا حدی خوبم.
یا کامل تر می توانیم بگوییم:
Mir geht es einigermaßen gut
من تا حدودی خوبم. یا بد نیستم!
3. برای بیان میزان مهارت
وقتی نمی خواهیم بگوییم خیلی خوب هستیم
Er kann einigermaßen gut kochen
او (مذکر) نسبتاً خوب آشپزی میکند.
در فارسی معمولاً میگیم : هی اونم آشپزیش بد نیست یا بدک نیست.
در واقع خیلی خوب یا عالی نیست اما بد هم نیست!
Sie spielt einigermaßen gut Klavier
او (مونث) پیانو را نسبتاً خوب می نوازد.
Ich verstehe das Thema einigermaßen
من آن موضوع را تا حدی دارم متوجه می شوم.
4. در محیط کار
بسیار در محیط کار پر کاربرد است چون حالت متواضعانه دارد.
Das Projekt läuft einigermaßen gut
آن پروژه نسبتاً خوب پیش میرود.
Die Tests sind einigermaßen erfolgreich verlaufen
تست ها کم و بیش موفق بودند.
Die Anwendung funktioniert einigermaßen stabil
آن برنامه نسبتاً پایدار کار میکند.
5. برای توصیف آب و هوا
Das Wetter ist heute einigermaßen schön
هوا امروز نسبتاً خوب است.
Es war einigermaßen warm
هوا نسبتاً گرم بود.
6. برای بیان قابل قبول بودن
گاهی مفهومش می تواند این باشد : نه عالی و نه بد
Das Hotel war einigermaßen
هتل بد نبود.
Der Film war einigermaßen interessant
آن فیلم نسبتاً جالب بود.
تفاوت با کلمات مشابه
ما در همین زمینه کلمات زیر را نیز داریم:
sehr, ziemlich, relativ, ein bisschen
ما برای درک بیشتر به جملات و معانی زیر دقت کنید:
Ich spreche sehr gut Deutsch
من خیلی خوب آلمانی صحبت میکنم.
Ich spreche ziemlich gut Deutsch
من نسبتاً خوب آلمانی صحبت میکنم.
Ich spreche einigermaßen Deutsch
من تاحدی آلمانی صحبت میکنم -> تا حد و حدودی آلمانی بلدم – هی آلمانیم بدک نیست!
Ich spreche ein bisschen Deutsch
من کمی آلمانی صحبت میکنم – کمی بلدم
اصطلاحات رایج روزمره
?Wie war die Prüfung
Einigermaßen gut
آن امتحان چطور بود؟
هی بد نبود!
?Kommst du mit dem neuen System klar
آیا تو با آن سیستم جدید کنار می آیی؟
Ja, einigermaßen
بله , تا حدی.
?Hast du alles verstanden
همه چیز را فهمیدی؟
Einigermaßen
کم و بیش
?Wie läuft das Projekt
پروژه چطور پیش میرود؟
Es läuft einigermaßen gut
نسبتاً خوب پیش میرود.
Sie verdient einigermaßen
او (مونث) درآمدش چندان بد نیست | بدک نیست | نسبتاً خوب است
Gestern war ich krank, heute geht es mir einigermaßen
دیروز مریض بودم ولی امروز حالم قدری بهتر است.
نکته مهم : آلمانی زبان ها خیلی وقت ها به جای اینکه مستقیم بگویند: sehr gut خیلی خوب از اصطلاحات زیر استفاده میکنند, چرا که همه چیز طبیعی تر به نظر میرسد.
Ganz gut
Relativ gut
Einigermaßen gut
کاملا خوب
نسبتاً خوب
تا حدی خوب
یکی از پرکاربرد ترین حالت einigermaßen ترکیب شدن آن با صفات است
einigermaßen + Adjektiv
einigermaßen zufrieden
نسبتاً راضی
einigermaßen erfolgreich
نسبتاً موفق
einigermaßen sicher
نسبتاً مطمئن
einigermaßen stabil
نسبتاً پایدار
چنانچه شما نیز در ارتباط با این درس , سوال با نظری دارید می توانید آنرا در بخش نظرات درج کنید.
موفق باشید.